|
زندگی یعنی گل به توان ابدیت... |
99669999996669999996699666699666999966699666699 1.) دکمه ctrl + f رو فشار بده [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 14:51 ] [ سایه ]
[ ]
کریستوفرکلمب شخصی بود که قاره ی آمریکاروکشف کرد حالا اگه ایشون زن می داشت ممکن بود(البته ممکن بود ها) چه اتفاقی بیافته؟؟!!
ادامه مطلب [ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 16:22 ] [ سایه ]
[ ]
ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 22:7 ] [ سایه ]
[ ]
دکتر ها معتقدند که اگر بتوانيد ظرف 3 ثانيه صورت مردي را در ميان دانه هاي قهوه در عکس زير پيدا کنيد، نيم کره راست مغز شما، بهتر از افراد ديگر پرورش يافته است. اگر بين 3 ثانيه تا يک دقيقه طول بکشد، نيم کره راست مغز شما به صورت عادي پرورش يافته است. اگه بين يک دقيقه تا سه دقيقه طول بکشد، يعني سمت راست مغز شما کند عمل ميکند و بايد پروتئين بيشتري مصرف کنيد. اگر هم بعد از سه دقيقه هنوز نتوانستيد آنرا پيدا کنيد ،پيشنهاد ميشود بيشتر به دنبال انجام اينگونه تست ها باشيد تا آن بخش از مغزتان قوي تر بشود برای دیدن تصویر به ادامه مطلب مراجعه کنید. ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 13:23 ] [ سایه ]
[ ]
یه سوال واسه تیزهوشا: زنداني داراي دو در است، يكي در آزادي و ديگري دَرِ سياهچال. اين زندان داراي دو زندانبان است كه يكي از آنها راستگو و ديگري دروغگوست. خودِ زندانبانان همديگر را به خوبي مي شناسند. در اين زندان مردي محبوس است كه نمي داند كداميك از زندانبانان راستگو، و كداميك دروغگو است؟ به او اجازه مي دهند، از هر يك از زندانبانان كه دلش مي خواهد سؤالي بكند و از پاسخ طرف مقابل بفهمد در آزادي كدام است تا از آن خارج شود. پرسشي كه او بايد بكند تا به آزادي او بينجامد چيست؟ اول خوب فکر کن.نتونستی جواب بدی هم مشکلی نیست جوابش تو ادامه مطلب هست... ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 13:14 ] [ سایه ]
[ ]
چرا يک دانشجو نمي تواند درس بخواند؟!
[ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 22:57 ] [ سایه ]
[ ]
تشبیه مدرسه ما...
ادامه مطلب [ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 22:31 ] [ سایه ]
[ ]
شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده که فکر کنم همه خوندن یا شنیدن : تو به من خندیدی و نمی دانستی بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده: من به تو خندیدم جوابی که جواد نوروزی بعد از سالها به این دو تا شاعر داده دخترک خندید و و جوابی که یکی از دوستان عزیز از زبان پدر دختر گفته دخترم می خندید [ سه شنبه سیزدهم دی 1390 ] [ 15:19 ] [ سایه ]
[ ]
[ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ 13:35 ] [ سایه ]
[ ]
نه تو می مــانی و نه انــدوه [ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 23:57 ] [ سایه ]
[ ]
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی كه بلغزد بر من من خودم بودم و یك حس غریب كه به صد عشق و هوس می ارزید من خودم بودم دستی كه صداقت می كاشت گر چه در حسرت گندم پوسید من خودم بودم هر پنجره ای كه به سرسبزترین نقطه بودن وا بود و خدا می داند بی كسی از ته دلبستگیم پیدا بود من نه عاشق بودم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افكار پلید من به دنبال نگاهی بودم كه مرا از پس دیوانگیم می فهمید آرزویم این بود دور اما چه قشنگ كه روم تا در دروازه نور تا شوم چیره به شفافی صبح به خودم می گفتم تا دم پنجره ها راهی نیست من نمی دانستم كه چه جرمی دارد دستهایی كه تهیست و چرا بوی تعفن دارد گل پیری كه به گلخانه نرست روزگاریست غریب من چه خوش بین بودم همه اش رویا بود و خدا می داند سادگی از ته دلبستگیم پیدا بود [ سه شنبه ششم دی 1390 ] [ 11:7 ] [ سایه ]
[ ]
اینم یه شعره که استاد گرامی مون واسمون خوند: کوچه بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم، اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله تلخی زد وبگریخت اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید يادم آيد که دگر از تو جوابی نشيندم. پای در دامن اندوه کشيدم. فریدون مشیری [ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 23:24 ] [ سایه ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||